https://www.kelidemodir.com/wp-content/uploads/2018/08/جهانی-که-من-می-بینم.pdf



” آیا جهانی که من می بینم با جهانی که مشتری و شتابدهنده ها می بینند ، یکی است ؟”

جهانی که من می بینم ….

در تب داغ کارآفرینی، استارت آپ، کسب و کارهای پلت فرمی و .. افراد زیادی شروع به کار کرده اند و از طرف دیگر شتاب دهنده ها و سرمایه گذاران زیادی هم در این حوزه، وارد شده اند و تمام تلاش ایشان بر این است که بتوانند مجموعه جدیدی را ره اندازی کنند و به سوددهی برسانند.

چند روز پیش در کافه ای بین دونفر صحبت از راه اندازی سایتی شبیه دیجی کالا بود . نظر این دو نفر این بود که اگر 3 میلیارد برای راه اندازی هزینه کنند ، بعد از چند ماه به درآمد میلیاردی خواهند  رسید .

درباره سوالاتی که در زمینه راه اندازی استارت آپ در حوزه ی فروش محصول در بستر اینترنت ، از من، پرسیده می شود، باید بگویم ، قبل از اینکه پول و امکانات داشته باشیم ، باید استراتژی درستی از کسب و کار خود، داشته باشیم .

اگر در این حوزه حرفه ای نشویم و نباشیم ، باید منتظر شکست باشیم .

افرادی به نتیجه ی بزرگ می رسند که علاوه بر امکانات و پول، استراتژی مناسبی نیز دارند.

جهانی که ما می بینیم ، خیلی از اوقات، با جهانی که مشتری می بیند، متفاوت است .

شما به عنوان شخصی که اقدام به راه اندازی استارت آپ یا کسب و کار حرفه ای نموده اید، بهتر است به سراغ ایده های بکری بروید که نمونه ی ایرانی در آن زمینه موجود نباشد .

مثلا در حوزه ی تاکسی اینترنتی اگر نگاهی به نمونه های ایرانی بیاندازیم، شرکت های اسنپ و تپسی و کارپینو، توانسته اند بازار را به دست بگیرند . آیا شما درباره ی جایگاه دینگ یا ماکسیم ، نظری دارید ؟

یکی از راهکارهای اجرایی می تواند پیاده سازی ایده های اجراشده در کشورهای دیگر و الگوبرداری از آن ها و ایرانیزه کردن آن و نهایتا پیاده سازی آن ایده در ایران می باشد .

در این حالت، خیلی از ریسک های اولیه حذف می گردد و احتمال دستیابی به نتیجه مثبت، افزایش خواهد یافت .

برای نتیجه گیری بهتر، بر جهان کسب و کار، از دید مشتری، نظاره کنیم نه از دید خود.

دنیای خود را به دنیای مشتری نزدیک کنیم و از این طریق به کسب و کار موفق خودمان،دست یابیم .

برخی از استارت آپ ها ، با وجود تازگی ایده، راه به جایی نبرده اند. چراکه ایده یاولیه ی آنها قابلیت تجاری سازی نداشته است و این نوع استارت آپ ها اکثرا سرمایه گذار شخصی داشته اند واگرنه در شتابدهنده ها ، قطعا میزان سود دهی کسب و کارها بررسی می شود .

صرف داشتن ایده ی جدید ، دلیل راه اندازی یک کسب و کار نیست .

برای راه اندازی یک کسب و کار جدید نیازمند سرمایه ، امکانات سخت افزاری و نرم افزاری، دانش خودمان، تیم کاری و …  هستیم .

در حال حاضر شتابدهنده های بزرگ به این نتیجه رسسیده اند که ایده های استارت آپی در چرخه ی تکرار است و به همین خاطر سرمایه گذاری های جدید ، کمتر اتفاق می افتد و سعی انها بر اداره ی قوی تر استارت آپ های موجود است .

البته دلیل دیگر برای عدم سرمایه گذاری جدید در استارت آپ ها ، شرایط ابهام اقتصادی کنونی است و تحلیل دقیقی از آینده نمی توان انجام داد .. این شرایط برای بزرگترین شتابدهنده ها هم برقرار است ، چراکه میزان ریسک را بلا می دانند .

به دلیل وجود این شرایط در شتابدهنده ها ، پس برای ما نیز برای سرمایه گذاری در کسب و کار خود، قطعا باید سنجیده تر اقدام کنیم .

برای راه اندازی یک استارت آپ جدید، باید سوالی اساسی از خود بپرسیم :

” آیا جهانی که من می بینم با جهانی که مشتری و شتابدهنده ها می بینند ، یکی است ؟”

اگر پاسخ شما مثبت است، پس به احتمال زیاد ، کسب و کار شما به موفقیت خواهد رسید .

چگونه می توان به پاسخ این سوال رسید ؟

از افراد مختلفی راجع به ایده یخود بپرسید . نگران لو رفتن ایده نباشید . ایده در دنیا بسیار زیاد است و همین ایده ی که شما در ذهن خود دارید ، قطعا در ذهن کسان دیگری هم بوده است . پس اجرای ایده ، مهم تر از داشتن ایده است . پس به جای نگرانی از دزدیده شدن ایده ی خود، در روند اجرای ایده باید منحصر به فرد باشیم .

بیل گیتس ایده ی خود را به 1200 نفر گفت تا بتواند سرمایه گذار جذب کند .

پس به شما قول می دهم اگر ایده ی شما به بزرگی ایده ی مایکروسافت هم باشد، فقط خود شما اجراکننده ی آن خواهید بود .

اگر به دنبال یک سرماه یه گذار می گردید و اگر  نمی دانید که مشتری، حاضر به پرداخت هزینه برای محصول یا خدمت شما هست یا خیر ، یکی از مناسبترین راه ها، معرفی ایده خود به 100 نفر سرمایه گذار  است . از این طریق می توانید به قابلیت یا عدم قابلیت سرمایه گذاری در ایده خود پی ببرید .

معمولا در صورتی که طرح شما سودده باشد در 3 تا 5 نفر اول، سرمایه گذار خود را خواهید یافت .

همچنین برای تست محصول یا خدمتتان، ان را به 300 الی 500 نفر ارائه کنید . در بدبینانه ترین حالت، 2 تا 3 درصد افراد مشتری خدمات شما می شوند .

این یک تست کوچک برای گرفتن بازخورد اولیه قبل از شروع  کسب و کار تان می باشد .

تعدادی از افراد سراغ خدمات رایگان می روند و خیلی در این زمینه سوال پرسیده می شود . یک سایت را راه اندازی کینیم و بعد از مدتی از تبلیغات در سایت خود، به درآمد برسیم .

مدل کسب و کارهای رایگان با توجه به شرایط عدم قطعیت پیشنهاد مناسبی نیست و احتمال پیروزی در آن به عوامل مختلفی مربوط است . به نظر من در حال حاضر سراغ این مدل نروید ،

چون در این مدل جذب سرمایه مشکل می باشد و معمولا پروسه طولانی می شود و این دو دلیل ایده را به حالت فرسایشی فرو می برد و بعد از مدتی نمی توان ادامه داد . با توجه به رشد اینترنت و ابزار دیجیتال مارکتینگ خیلی سریع می توان مقدار رشد کسب و کارها و درآمدزایی آن ها را اندازه گیری کرد .

برای مثال در تبلیغات بنری و کلیکی و … ، یک کمپین در 3 تا 5 روز، به شکست یا پیروزی می رسد .

به همان میزان که سرعت رشد در کسب و کارها بالا رفته است، سرعت شکست در آن ها نیز افزایش یافته است.

اگر قبلا یک سال طول می کشید تا کسب و کاری شکست بخورد، الان در دوماه ممکن است شکست یا بدتر از آن برای آن کسب و کار اتفاق بیافتد.

اگر در شروع راه اندازی کسب و کاری هستید و به دنبال آزمودن موارد مختلفی در تبلیغات هستید، پیشنهاد من تمرکز بر روی تبلیغ مشخص شده است واگرنه پراکندگی در تبلیغات باعث هدر رفتن منابع شما خواهد شد .

برای مثال ;

کسی که 10 میلیون تومان هزینه برای تبلیغات (اینترنتی ، چاپی و …)  در نظر گرفته است بهتر است فقط روی یک مدل از آن ، هزینه کند . این کار تا اندازه ی  زیادی، باعث خروجی مناسب در یک نوع تبلیغ ، خواهد شد .

وظیفه ی ما به عنوان صاحب کسب و کار، انتخاب بهترین روش تبلیغات می باشد ولی این انتخاب، با تست روش ها ی مختلف ، اتفاق می افتد .

همچنین باید بسته به نوع کسب و کارمان ، حداقل بودجه ی تست شده برای تبلیغات در حوزه ی کسب و کار خود ، کنار بگذارید و اگر مقدار آن در حداقل ممکن است، به سراغ تبلیغات با بودجه ی کم برویم .

برای مثال اگر 100 میلیون توامن برای تبلیغات گذاشته ایم ، نباید به سراغ تبلیغات در رادیو و تلویزیون برویم و یا اگر 10 میلیون تومان برای این کار در نظر گرفته اید، نباید سراغ تبلیغات کلیکی رفت .

شاید برخی از دوستان راجع به جمله ی قبلی ، نظر مخالف داشته باشند و بپرسند که با 10 میلیون تومان برای تبلیغات کلیکی  می توان نتیجه گرفت ، چرا نباید انجام داد ؟

به نظر من تبلیغات کلیکی با مبلغی کمتر از 40 میلیون تومان نتیجه نخواهد داشت و هدررفت منابع اتفاق می افتد .

برای تبلیغات با بودجه ی کم، بهترین راه ، تبلیغات در شبکه های اجتماعی و فروش مستقیم است .

در شبکه های اجتماعی ، با تبلیغات مناسب در 6 ماه تا 1 سال ، می توانید روی پرسونال برندینگ کار کنید و همچنین روابط عمومی قوی ، ایجاد نمایید که به  لینک سازی و نهایتا جمع آوری مشتری یا لید، می رسید .

با برگزاری کارگاه و ورک شاپ می توانید محصولات خود را معرفی نمایید و از روش فروش مستقیم استفاده کنید .

فروش مستقیم یکی از بهترین روش ها برای شروع کسب و کار است ،

به این صورت که به جای اینکه منتظر آمدن مشتری باشید ،خود شما محصول را معرفی می کنید و به دنبال مشتری می روید .البته در خدمات و محصولات گران قیمت ، فروش مستقیم از جایگاه مناسبی برخوردار نیست و در این صورت باید از روابط عمومی قوی و پرسونال برندینگ کمک گرفت .

در دنیای فوق رقابتی کسب و کار ، باید به دنبال تمایز رقابتی خود، باشیم و این تمایز می تواند در نوع محصول، نوع خدمات، کارکنان یا هر چیز دیگری باشد که مشتری ما آن تمایز را ، در جایی دیگر، پیدا نمی کند .

اینکه چه عاملی سبب تمایز می گردد ، به نوع کسب و کار ما بستگی دارد و حتما خود ما باید به نقطه یتمایز کسب و کارمان ، اشراف کامل داشته باشیم . اگر نوع پخت خاصی برای غذا در رستوران خود داریم که آشپز در آن ماهر است ، تمایز محسوب نمی شود ، چون امکان دارد که آن آشپز در رستوران تا زمان محدودی ، شاغل باشد .

تمایز رقابتی از دل کسب و کار ما بیرون می آید ، قرض گرفتنی نیست بلکه شبیه پیشنهاد رد نشدنی عملا جزیی از کسب و کار ماست ، همه ی افراد با آن در ارتباط هستند و آن را درک می کنند .

راجع به پیشنهاد رد نشدنی ، می توانید محصول فروش در 3 ثانیه را در سایت کلید مدیر، تهیه و برای رشد 50 درصدی  در کسب و کارتان از آن استفاده نمایید.

در پایان ، پیشنهاد من برای شما این است که نوع و روش نگاه خود به کسب و کار مان را، به نگاه مشتری نزدیک کنید و سعی شما برای انجام کار درست و حرفه ای باشد ، در این حالت در زمان مناسب به رشد حداکثری دست خواهید یافت و نیازی به رصد شبانه روزی رقبا نخواهید داشت . تمام تمرکز خود را برروی مشتریان معطوف کنید ، قول می دهم به اهداف خود می رسید اگر بابت مشتریان نگرانی نداشته باشید .

دانلود فایل این مقاله